سفارش تبلیغ
صبا ویژن
خدا در سپاس گفتن را بر بنده‏اى نمى‏گشاید حالى که در نعمت را به روى او ببندد ، و در دعا را بر روى او باز نمى‏کند و در پذیرفتن را بر وى فراز . و در توبه را به روى بنده نمى‏گشاید و در آمرزش را بر وى به‏بندد و استوار نماید . [نهج البلاغه]
عشق بی انتها
 || مدیریت  ||  شناسنامه  || پست الکترونیــک  ||  RSS  ||
!

محمد :: دوشنبه 87/5/14 ساعت 1:26 صبح

تفاوتهای خون و اشک

خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بیرنگه درد عشقه

.خون وقتی میاد بیرون میسوزه اما اشک اول میسوزه بعد بیرون میاد

.خون مال زخم جسمه ولی اشک مال زخم روحه

.جای زخم خون خوب میشه ولی مال اشک خوب نمیشه

.خون همیشه مال درد و غمه ولی اشک بعضی وقتا مال خوشحالیه.

.جلوی خون و میشه گرفت ولی اشک رو نه!

.از جاری شدن خون، کسی خجالت نمیکشه

اما بعضیا از اینکه اشک بریزن خجالت میکشن و دستاشونو میزارن رو صورتشون.

با خون میشه به یکی زندگی بخشید ولی با اشک نه !

نوشته های دیگران()

من نیستم تا بدانم کیستم

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 1:12 صبح

من نیستم تا بدانم کیستم، می روم تا بدانم چیستم

وصل می خواهم... شاید در این راه من شوم رسوا،

یا شوم پیدا... شاید که این ره رود به دریا...

یا که کویری تشنه از فراق آب و تا قیامت اسیر در چنگال شنها... یا زمینی یخ بسته و لرزان از سرما...

یا که بی راهه ای تا ابد به ناکجاها... هیچ کس نمی داند،

هیچ کس نمی فهمد ،عاقبت من به کجا رفتم؟؟ شاید که رفتم من تا به نزدیک خدا بالا...

اما من ندیدم هرگز هیچ عشقی را بدین حد ساده و شیوا آری اصل من این بود،

وصل من این بود، تا ابد من با خدا تنها....


نوشته های دیگران()

قسم نخور

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 1:6 صبح

قسم نخور به جونم، که بی قسم می دونم نور ستاره تو، رفته از آسمونم
چشمهام اشکی نداره، به پای تو بباره یک قلب پاره پاره، قسم خوردن نداره
نگینی بودی بر انگشتر من امیدی در دل عاشق تر من
تو که آتش زدی بر هستی من به باد دادی چرا خاکستر من
تو که با قلب عاشق می پریدی شکستی پس چرا بال و پر من
چرا می خواهی قسم های دروغین بشه یکبار دیگر باور من
تو دنیایی که آوار محبت، با دستهای تو ریخته بر سر من
چرا می خواهی بدونم با یک حس حقیقی هستی یار و یاور من
تو که بیگانه بودی با سپیدی، تو که دلبستگی هامو ندیدی
در این بازار داغ ناامیدی، تو رو باور کنم با چه امیدی


نوشته های دیگران()

عشق یعنی

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 1:6 صبح

عشق یعنی تنها باشی و یک تکیه گاه

او که چشمش آسمان باشد و چشمانت زمین

                                                   آسمانی بودنت باشد همین

                         چون کویری تشنه باشی بی قرار

                         که گویی هردم آسمان بر من ببار

عشق یعنی حسرت پنهان دل

زندگی در گوشه ویرانه دل

عشق یعنی اینکه همچون سرنهی                       بر پای یک دل داده ای

 

اینکه موج گردی بی امان بهر دریای غم و اندوه و آه

                             عشق یعنی سایه ای در یک خیال

                                  آرزویی سرکش و گاهی محال

عشق یعنی کوچه ای دور و دراز

با هزاران سختی و شیب و فراز

                            عشق یعنی عطر گل های بهشت

                            عشق یعنی زندگی و سر نوشت

 


نوشته های دیگران()

دیگر چه می خواهی

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 1:2 صبح

من که عمرم را به پایت ریختم، زندگیها را به پایت ریختم
ای تو دیروز منو امروز من، من که فردا را به پایت ریختم
دیگر چه می خواهی دیگر چه می خواهی
من که با خوب و بد تو ساختم، آبرویم را به خاک انداختم
در سفر تا هفت شهر عشق تو، من که مرزی تا جنون نشناختم
دیگر چه می خواهی دیگر چه می خواهی
من که همچون بت پرستیدم تو را، هر کجا رفتم فقط دیدم تو را
با تمام گریه هام از دست تو، می شکستم بغض و خندیدم تو را
پس چرا آزردنم را دوست داری،حسرت و غم خوردنم را دوست داری
مثل من هرگز کسی عاشق نبوده، سوختن از عشق را لایق نبوده


از تو ام بر آتش و خاموشم از تو، تا نگویی در وفا صادق نبوده
هر چه می سوزم تو می گویی کم است، قصه ام ورد تمام عالم است
هر چه را می خواستی، از من به دست آورده ای
مرگ غرورم بس نبود، که قصد جانم کرده ای
من که دنیا را به پایت ریختم، زندگیها را به پایت ریختم
دیگر چه می خواهی دیگر چه می خواهی


نوشته های دیگران()

دلداده عاشق

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 1:1 صبح

تر تر مثه یه رویا، خیس خیسی مثه شبنم قصه های عاشقی رو می نویسی روی قلبم

پرم از شوق شکفتن توی لحظه های دیدار تپش دلت تو قلبم، تا همیشه میشه تکرار

تو چی داری توی چشمات که شب از چشات می ترسه هر پریزاده عاشق، اسمتو از من می پرسه

تو همون فرشته هستی که از آسمون رسیدی از تن ابرا گذشتی پاک و مهربون رسیدی

سیبهای سرخ بهشتو واسه سوغاتی آوردی تو تموم آرزومی، زندگی بی تو نمیشه


نوشته های دیگران()

خواب

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 1:0 صبح

تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم می دیدم

اطلسی های عاشقو از گل لبهات می چیدم

تو رو خدا صدام نکن تو خواب تومهربون تری

دست منو می گیری و با خود به ابرها می بری

هزار تا آسمون واسم ستاره ها رو می شماری

ماهو میاری رو زمین جاش منو اونجا می ذاری

چقد تو پاک و مهربون تو خواب من پا می ذاری

بیدار می شم تو می ری و باز منو تنها می ذاری

تو رو خـدا به جون من خوابمو از چشام نگیر

تو جون بخواه منم می دم ، خوابمو از چشام نگیر

تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم می دیدم

اطلسی های عاشقو از گل لبهات می چیدم


نوشته های دیگران()

پایان عشق

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 12:59 صبح

زدی قلبمــــو شـکـستــی دلــو بـه غریبـــه بستـــــی

شـــدی بــی خیـــال قلبم می دونستم خیلی پستی!

دیگـه طـاقتــــم تمومــه یاد تـــــو بـــودن حرومـه

آبــــروی عشقـــو بـردی دیگـــه عاشقی کدومـه

دیگه عاشقت نمـی شم آخــه قلــب تــو سیاهــه

تو دعـــا کن واسـه یــارت داره مــیــاد تـــوی راهـــه

دیگه دستات واسه من نیس تـو سرت خیـــال مـــن نیس

قهــر و نـــاز تـــوی چشمات واسه اونه مــال مـــن نیس


نوشته های دیگران()

لحظه عشق

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 12:58 صبح

تو سکوت شاپرکها، لحظه خواب قناری

هیچکسی صدامو نشنید وقت عشق و بی قراری

من که پاک و ساده بودم، بی ریا دل داده بودم

تو چرا نگاهم نکردی؟!.... زیر پات افتاده بودم

تو هجوم قحطی عشق شونه هات پناه من بود

لمس دستای نجیبت.... اولین گناه من بود

تو شبای عاشقی مون، یه بغل ستـاره داشتی

وقتی که منو می دیدی سر روشونه هام می ذاشتی

حالا باز منتظر هستم دوباره واسم بخونی

دستای منو بگیری قدر عشقمو بدونی


نوشته های دیگران()

عشق یعنی

محمد :: جمعه 87/3/31 ساعت 12:57 صبح

عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی در جهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی رازقی یعنی نسیم

عشق یعنی مست گشتن از شمیم

عشق یعنی آفتاب بی غروب

عشق یعنی آسمان یعنی فروغ

عشق یعنی آرزو یعنی امید

عشق یعنی روشنی یعنی سپید

عشق یعنی غوطه خوردن بین دو موج

عشق یعنی رد شدن از مرز اوج

عشق یعنی از سپیده تا سحر

عشق یعنی پا نهادن در خطر

عشق یعنی لحظه لحظه دیدار یار

عشق یعنی دست در دستِ نگار

عشق یعنی عقل شد مدهوش تو

عشق یعنی لحظه لحظه بی قرار

عشق یعنی صبر یعنی انتظار

عشق یعنی اشتیاق و انتظار

عشق یعنی دلهره یعنی شتاب

عشق یعنی اشک یعنی عاطفه

عشق یعنی یادگاری خاطره

عشق یعنی لایق مریم شدن

عشق یعنی با خدا همدم شدن

عشق یعنی جام لبریز از شراب

عشق یعنی خواستن له له زدن

عشق یعنی خواستن پر پر زدن

عشق یعنی سال های عمر سخت

عشق یعنی زهر شیرین بخت تلخ

عشق یعنی با خدایا ساختن

عشق یعنی چون همیشه باختن

عشق یعنی ساختن با سوختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هر چه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی آه نی سوز شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی لاله بر خون چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم یک نماز

عشق یعنی عالمی رازونیاز

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی دردو محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

نوشته های دیگران()

   1   2      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ

!
من نیستم تا بدانم کیستم
قسم نخور
عشق یعنی
دیگر چه می خواهی
دلداده عاشق
خواب
پایان عشق
لحظه عشق
عشق یعنی
رویا
دوست بهانه دوستی
خوشه های عشق
تو مثل...
بوسه
[عناوین آرشیوشده]

About Us!
عشق بی انتها
محمد
Link to Us!

عشق بی انتها

Hit
مجوع بازدیدها: 9204 بازدید

امروز: 14 بازدید

دیروز: 17 بازدید

Day Links
خر تو خر [23]
عامل نا شناخته [24]
عشق [28]
[آرشیو(3)]


Archive


تنهایی
...!
خر تو خر

LOGO LISTS


In yahoo

یــــاهـو

Submit mail